شاهزاده آدریانشاهزاده آدریان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

آدریان شاهزاده کوچولوی مامان بابا

بازم این روزهای تو

عزیزتر از جونم ،دندون ششم هم نمایان شد،بالا سمت چپ مبارکت باشه. این روزها حسابی شیطنت می کنی میری در کابینت رو تا نیمه باز میکنی سرتو میبری تو و در رو ولش میکنی و می خوره به کلت و گریه می کنی ولی تو همون حالت بازم این کارو انجام میدی ،میبرمت کنار جیغ می زنی که چرا بردمت!! وقتی دارم لباس تنت می کنم یکدفعه میپری بغلمو محکم  فشارم میدی . تازگی وقتی کسی می خنده تا هم با صدای بلند می خندی . کلاغ پر بازی میکنی..یعنی عاشق و شیفته ی بازیتم ،وقتی میگم کلاغ ..دستت رو بلند می کنی و می گی پر و بعد خودت دست می زنی چون می دونی من بهت میگم آفرین و  بعدش برات دست میزنم. دیگه خیلی خوب تعادلت رو حفظ می کنی و وایمیستی ولی هنوز ترجیح می دی چ...
27 خرداد 1393

11 ماهگی

 هنوز باورم نیست پسرکم 11 ماهه که تو بغل منه ، چقدر زود می گذره .می دونستی شدی همه روزگار من ،می دونستی صدات می کنم روزگار، تازه می خوام اسم شناسنامتم عوض کنم بزارم روزگار .... :) قربونت برم شاهزاده کوچولوی من یازدهمین ماهگرد تولد زیبایت مبارک.               ...
18 خرداد 1393

تب

چند روزه که تب داری.... منم بخاطره تو تب دارم ... بی حالی،بهونه میگیری و گریه می کنی... منم بیحالم و ... . . عسلکم زود خوب بشو ♡
9 خرداد 1393

پسرک لوس

پسرم یه سوال داشتم ازت چرا عاشق خوردن کاغذی و کفشی؟ یعنی وقتی کاغذ و کفش می بینی دست و پا تو گم می کنی که چطوری بخوریش! حالا هی من بگم نکن ، نخور ،اخه،بده...اصلا اهمیتی نمی دی وقتی هم که بگیرم ازت شروع می کنی به جیغ و داد و گریه.مامان جون میگه کیک تولدش رو شکل کفش بگیر بشینه بخوره خیالش راحت بشه. خدا نکنه در حمام یا دستشویی باز باشه خودتو به سرعت میرسونی که بری تو و من می گیرمت و تو...گریه. یاد گرفتی در کابینت کمد دیواریت رو باز میکنی و شروع میکنی به کنجکاوی تازگی ماشین لباسشویی رو هم روشن میکنی.میری سر کشوی لباس هات و هر چی لباس هست می ریزی بیرون و من میگم نکن و میارمت کنار و تو ...گریه. از در و دیوار بالا میری صندلی رو می گیری و آو...
1 خرداد 1393
1